
سلام نفسم... چه حالِ خوبیه حالِ روزه داری حالِ مشترکِ همه ی عاشقای خدای مهربونمون و حال مشترک من و تو... بازم یه ماه رمضون دیگه و بازم سفره ی افطاری و سحری و بازم اللهم انی اسئلک... بازم من و خدا و تو و خدا خدایی که تنها کسیه که یقین دارم هردوی ما می شناسیمش خدایی که تنها کسیه که هر دوی ما رو می شناسه و از خودمونم به ما نزدیک تره... سلامم رو امشب به خدا سپردم که بهت برسونه... امشب ازش خواستم به جای من محکم بغلت کنه... و اللهم انی اسئلک باسمک یا امین و... امشب برای هردومون دعا می کنم... تو هم دعا کن... یا قادر و یا مقتدر... شاید اون خواست و همی...
ادامه مطلب
کاش می شد باقی مونده زندگیمو سیب کنم و بریزم توی یه سبد و برم توی بخش بیمارای سرطانی به هر مادر که رسیدم، به هر پدر، هر جوونی که به خاطر بیماریش از عشقش دور شده، تعارف کنم که از سبدم سیب زندگی برداره اینجوری هم من به آرامش می رسیدم و هم اونا...! اونا با لبخند سیب گاز می زدن و من چهرۀ تو رو مجسم می کردم و با لبخند چشم می بستم... ...
ادامه مطلب